یک وقتی امام علی علیه السلام از سر تنهایی فریاد برمی آورد که من استخوان در گلو و خار در چشم صبر کردم. اما در عصر حاضر فریاد شما شیعیان این است که ما دیگر نمی گذاریم فریاد علی علیه السلام در چاه ها دفن شود. ما باید دنیا را با فقه و حقوق،کلام و فلسفه،خانه و خانواده در کلام اهل بیت علیهم السلام آشنا کنیم. یکی منبری است،یکی مداح،یکی کارگردان و فیلمنامه نویس...و یکی با هزینه ی مالی و تبلیغاتی برای ترویج این فرهنگ قدم بر می دارد. کاروان نمادین ورود به کربلا،یک هنر خیابانی در نمایاندن حرکت لشگر نور برای سرکوب سیاهی و ظلم در سراسر عالم است.نکند گوش به سخنانی بدهیم که هم نوا با دشمنان اهل بیت و وهابی ها است.برخی مغرضانه و یا عالمانه با این حرکت مخالفت می کنند.می گویند:این هزینه ها را خرج جهیزیه ی دختران و فقرا و ....بکنید.
اولا:آیا شما چقدر برای این مصارف خرج می کنید و قدم بر می دارید. ادامه مطلب... |
ندای بصیرتی که از جانب مقام معظم رهبری بارها بر فراز منبرها صلا داده شده است،همان ندای اصلی ادیان الهی و سخن قرآن و امامان معصوم علیهم السلام است. قرآن کریم می فرماید: «قُلْ هذِهِ سَبیلی أَدْعُوا إِلَى اللَّهِ عَلى بَصیرَةٍ أَنَا وَ مَنِ اتَّبَعَنی».(ای پیامبر به مردم بگو که این راه من است که به سوی خداوند دعوت می کنم و من و پیروانم با بینایی و بصیرت قدم بر می داریم.(نه در تاریکی گناه و جهل و نادانی)) بصیرت عبارت است از تطبیق افعال فردی و اجتماعی بر اساس آرمان های بنیادین دین.بعد از تعریف بصیرت باید دو مقوله دیگر نیز آشکار شود.اول:آرمان های بنیادین دین؛و دوم:ابزاری مشروع در رسیدن به این آرمان ها. تبیین این دو مقوله نیاز به کارشناسانی نیازمند است که توانایی اجتهاد علمی در سه زمینه را داشته باشند: 1- آگاهی به منابع 2- آگاهی به مبانی3-داشتن نگاه جامع در اجرایی کردن نتایج به دست آمده از مسایل مورد پژوهش. اهمیت بررسی علمی و محققانه بصیرت باعث تعالی و پیشرفت جامعه و دور ماندن حکم فرمایی جو پوپولستی بر جامعه ی دینی است. وگرنه بصیرت حربه ای در دستان جاهلان متنسک خواهد شد که با اهرم تهمت و افترای بی بصیرتی عالمان واقعی به انزوا کشیده می شوند و نه تنها حرکتی به سوی آرمان ها صورت نمی پذیرد بلکه به قهقرا بازخواهیم گشت. حضرت امام (ره) در منشور ورحانیت به یکی از این مصادیق اشاره کرده اند."کسانی که دین را از سیاست جدا می دانند....." ادامه مطلب... |
به گزارش خبرگزاری شبستان از قم، متن استفتا و پاسخ آن که امروز(4آبان)منتشر شد به شرح زیر است:
بسمه تعالی
محضر مبارک حضرت آیت الله العظمى مکارم شیرازى(مدّظلّه العالى) :
با اهداء سلام؛ در این ایام اخیر جمعى از علاقهمندان به ساحت قدس حسینى(ع) تصمیم گرفتهاند که «عاشوراى شمسى» بگیرند یعنى عاشورا را به حسب ماههاى شمسى حساب کنند و مراسم عاشورا برقرار سازند. آیا این کار صحیح است؟
جمعى از طلاب حوزه علمیه
پاسخ :
گرچه ممکن است این برادران روى عشق به سالار شهیدان کربلا و عظمت فداکارىها و مصائب آن حضرت(ع) به این فکر افتاده باشند ولى به یقین این کار به مصلحت مراسم باشکوه حسینى نیست، زیرا اولا تمام امامان معصوم(ع) که اخبارشان در مورد عزادارى عاشورا به دست ما رسیده همگى عاشورا را در همان دهم محرم ذکر فرمودهاند و تخطّى از سیره آن بزرگواران عملى ناصواب است.
ثانیاً به یقین تعدد عاشورا از ابهّت و اهمیت آن مراسم بسیار باشکوه مىکاهد و آن شور و حرارت را تضعیف مىکند. کارى که مورد علاقه دشمنان عاشوراست.
البته برپا کردن مراسم عزادارى سالار شهیدان در هر زمانى موجب اجر عظیم و مایه افتخار بزرگى است اما عنوان کردن «عاشوراى شمسى» ابداً به مصلحت امت اسلامى و پیروان مکتب اهلبیت(علیهم السلام) نمىباشد و علاقهمندان حسینى باید از آن خوددارى کنند.
اگر لعن و بغض نسبت به دشمنان اهل بیت را در دل خود و کودکانمان ایجاد نکنیم،با کشش های کاذب و فریبنده ای که دشمنان دارند آن ها را به سمت آتش زدن خانه ی فاطمه زهرا و آواره کردن بچه های امام حسین می کشانند.
برخی می گویند شیعیان با ایجاد آتش کینه نسبت به دشمنان در دل فرزندانشان آنها را تروریست تربیت می کنند.خیر!این بغض باعث دفاع از مظلوم و مبارزه با ظالم است.در طول تاریخ ، شیعیان و امامان شیعه به ناحق به شهادت رسیده اند اما قاتل کسی به ناحق نبوده اند.
آیا به راستی بچه های شیعه هستند که به خود بمب می بندند و باعث قتل تعداد زیادی از مسلمانان بی گناه شده اند؟ یا کسانی که با تربیت وهابی ها رشد می کنند!
فرهنگ "سلام بر خوبان" و "لعن آلودگانی که قابل هدایت نیستند" در راستای بصیرت و دانایی در مزدور شیاطین نشدن است نه دشمنی با مظلومان.
آیا در برابر فتاوای بسیار وهابیون بر وجوب یا جواز قتل شیعیان،فتوایی بر جواز قتل اهل تسنن از امامان شیعه یا علما آنها شنیده اید؟
ایمه و علما شیعه نه تنها ما را صدمه زدن به اهل تسنن باز داشته اند،بلکه دعوت به حسن معاشرت با آن ها و مهربانی با آنان کرده اند.
نقطه آغازین عدالت گستری و آزادی در جهان مبارزه با ظالمان و از بین آنها در راستای ایجاد زمینه سازی برای امامت خوبان و مستضعفان است.
دوستی با دشمنان اهل بیت،مانند ویروسی است که حس مبارزه با ظالمان را کور کرده و اهرم مقاومت در برابر آنها را از بین برده و جامعه به سوی سازش با ظلم و ستم بیشتر بر مستضعفان سوق می دهد.
پس باید این فرهنگ سلام با لعن همراه باشد تا دنیایی خالی از ظلم و مملو از عدالت و زیبایی داشته باشیم.
یکی از زیباترین پارامترهای تربیت در سیره اهل بیت،ترویج فرهنگ "سلام بر خوبان و لعن بر آلودگان " است.البته آلودگانی که به تعبیر قرآن امام کفر باشند.فرعون ها و طاغوت هایی که تمام تلاششان سرکوب و بهره کشی از مظلومان به سمت مستی و بدمستی ستمگران و رفاه زدگان است. سلامت یک جسم وقتی حفظ می شود و ادامه می یابد که همراه با رساندن غذای مناسب به بدن،پرهیز نسبت ویروس ها و آلوده ها نیز باشد.و گرنه سلامتی این بدن به خطر خواهد افتاد. در فرهنگ اهل بیت همه ی انسان بالذات دارای کرامت بوده و قابل احترام هستند.در نامه امام علی علیه السلام به مالک اشتر می خوانیم:" مهربانى به مردم و دوست داشتن آنها و لطف در حق ایشان را شعار دل خودساز؛ مبادا نسبت به آنان چونان حیوان درندهاى باشى که خوردنشان را غنیمت شمارى؛زیرا آنان دو دستهاند: یا به دین با تو بردارند و یا به آفرینش با تو برابرند. از آنها خطاها سر خواهد زد یا علّتهایى بر آنان عارض خواهد شد، و خواسته یا ناخواسته خلافهایى از دستشان برآید؛ پس همان گونه که تو دوست دارى خداوند تو را مورد عفو و گذشت خویش قرار دهد، تو نیز آنان را مورد عفو و بخشایش خویش قرار ده، زیرا تو برتر از آنها هستى و آن که تو را بر آن سرزمین ولایت داده برتر از توست و خداوند برتر از کسى است که تو را ولایت داده است. از آن رو که قرآن را به تو آموخته و تو را به سنّت پیامبرش بینا ساخته ..."( تحف العقول-ترجمه حسن زاده، ص: 209)
در سیره امام خوبان امام علی علیه السلام آورده اند که چون ظروفی از عسل به عنوان بیت المال برایشان آوردند-.... پس به داروغههاى محلات کوفه فرمان داد تا یتیمان را حاضر کنند. و به یتیمان اجازه داد تا در ضمن تقسیم کردن به مردم، سرهاى کوزهها را بلیسند. و خود، آنها را قدح قدح میان مردم تقسیم مىکرد. در آن اثنا به او گفتند: چطور این بچهها اجازه یافتهاند ظرفها را بلیسند؟ گفت: امام پدر یتیمان است، و من آنان را، همچون پدر، بر این کار واداشتم.( الحیاة با ترجمه احمد آرام/ج2/ص399)) وقتی به امیر المومنین خبر دادند که در حمله به انبار توسط لشکر جرار و خونخوار حیوانی مانند معاویه چه وقایع تلخی به بار آمده است فرمودند:" اى مردم کوفه، خبر بدى بمن رسیده، که فردى از قبیله غامد با چهار هزار نفر به مردم شهر انبار شبیخون زده و اموالشان را به غارت برده و نماینده من ابن حسّان و گروهى از مردم صالح را به قتل رسانده- خدا این کشتگان را در بهشت برین جاى دهاد!- و رفتار او با اهل انبار شبیه به رفتار غارتگران روم و خزر است، و گویا آن مرد خون و مال مردم شهر را مباح ساخته است!.و به من خبر رسیده که گروهى از آن جماعت شامى حرمت یک زن مسلمان و یک زن ذمّى را شکسته و به حریمش تعدّى کرده و روسرى و گوشواره و زیور و زینت و خلخال و زیر لباس از سر و گوش و دست و پاى آنان گرفتهاند، و آن زن مسلمان در برابر این تجاوز چارهاى جز گفتن استرجاع (آرزوى مرگ) و به یارى طلبیدن مسلمین نداشته است، ولى متأسّفانه کسى به فریادش نرسیده و او را یارى نکرده است، و اگر فرد مؤمنى از این اوضاع بمیرد نزد من سرزنش نشود بلکه نیکوکار و محسن خواهد بود.(احتجاج-ترجمه جعفرى، ج1، ص: 386) علی علیه السلام همان کسی است که دستور داد برای آن پیرمرد نصرانی ماهیانه ای از بیت المال قرار دهند. "امام على «ع»:- پیر مرد کور سالخوردهاى در حال سؤال و گدایى از کنار او گذشت، پرسید «این چیست؟» گفتند: اى امیر مؤمنان، مردى نصرانى است. گفت: «از او کار کشیدید، و چون پیرو ناتوان شد او را رها کردید! از بیت المال خرج او را بدهید».(الحیاة با ترجمه احمد آرام/ج2/ص399) ولی این علی تا سال ها خانه نشین و مظلوم بود.در دوران حکومت 4 سال و اندی نیز او را به جنگ ناخواسته با مارقین و قاسطین و ناکثین کشاندند. به راستی اگر مردم زمان امام علی علیه السلام به جای همراهی با کسانی که به طمع ثروت ایران و روم به لشکرگشایی مشغول شدند،ولایت دین و دنیای خود را به ایشان می سپردند،در حال حاضر اثری از ظلم و ستم،فقر و ناامنی بر عالم دیده می شد؟ پس حب علی علیه السلام به تنهایی مشکل گشا نیست.حب علی علیه السلام باید همراه با دشمنی با دشمنان آن حضرت باشد.وگر نه چه بسا فرد در لشکر اهل جمل یا صفین یا خوارج در برابر علی دست به شمشیر ببرد. شرکت کنندگان در مبارزه با امام علی علیه السلام به گفته رسول خدا صلی الله علیه و آله همه کافر و مرتد هستند.زیرا پیامبر فرمودند:"هر کس با علی بجنگد با من جنگیده است" و جنگ با رسول خدا نیز جنگ با خداوند و موجب کفر است. [الاصابة ابن حجر 3/ 6] «ابو یعلى» از طریق «ابو جرو مازنى» روایت مىکند، به خاطر دارم در جنگ جمل، حضرت على علیه السّلام با «زبیر» ملاقات کرد و به او فرمود: تو را سوگند به خدا مىدهم، آیا از رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله شنیدى که به تو فرمود: تو با على علیه السّلام نبرد مىکنى و به او ستم مىنمائى؟ «زبیر» گفت: آرى! و لیکن تا به حال به یاد آن حدیث نبودم. و همین یادآورى باعث شد که «زبیر» از جنگ با حضرت علیه السّلام دست بکشد. مؤلف گوید: «حاکم» این حدیث را در [مستدرک 3/ 367] به دو طریق از «مازنى» نقل کرده است و «متّقى» هم در [کنز العمال 6/ 85] روایت کرده و مىگوید: «ابو یعلى»، «عقیلى»، «بیهقى» در «الدلائل» و «ابن عساکر» آن را نقل کردهاند. «ابو بکر احمد بن حسین بن على خسرو گجردى شافعى» از حافظان و محدثان اواسط قرن پنجم هجرى است. [الکنى و الالقاب 2/ 102] مىنویسد که «بیهقى» حافظى فقیه و از بزرگترین شاگردان «حاکم نیشابورى» به شمار مىآید.مردى زاهد و قانع بود و از دنیا به قلیلى اکتفا کرده بود. امام الحرمین «جوینى» متوفى 478 هجرى در حق او گفته است: هیچ عالم شافعى وجود ندارد مگر اینکه «شافعى» بر او حق منّت دارد، جز «بیهقى» که او حق منّت بر «شافعى» دارد؛ چرا که «بیهقى» با تألیف کتب متعدد در ترویج مذهب شافعى کوشیده است. «بیهقى» اوّلین کسى است که نصوص «امام شافعى» را در ده جلد جمعآورى کرده است. از «کامل بهائى» نقل شده است که یکى از اهل نظر گفت، «معاویه» به سبب نبرد با على علیه السلام، از ایمان خارج شد. «بیهقى» گفت که «معاویه» از اول مؤمن نبود تا محاربه با على علیه السلام او را از دین خارج کرده باشد، بلکه او در روزگار رسول اکرم صلّى اللّه علیه و آله از کفر به نفاق پیوست و پس از رحلت پیغمبر اکرم صلّى اللّه علیه و آله به کفر اصلى خویش بازگشت. [اسد الغابة ابن اثیر 2/ 143] در ضمن شرح حال «ذو الکلاع» مىنویسد: «ذو الکلاع» به شام رفت و در آنجا ماندگار شد. هنگامى که فتنه صفّین بوجود آمد، او سرپرستى امور جنگى را به عهده گرفت (و به کمک «معاویه» شتافت) و در همان جنگ هم کشته شد. گویند که کشته شدن او موجبات خرسندى «معاویه» را فراهم ساخت. و این بدان جهت بود که «ذو الکلاع» از پیغمبر صلّى اللّه علیه و آله شنیده بود که «عمار» به دست بدکرداران و ستم پیشهگان کشته خواهد شد. هنگامى که با «معاویه» و «عمرو عاص» ملاقات کرد، گفت: چگونه با على علیه السّلام و «عمار» نبرد کنیم؟ هر دو تن گفتند: احساس ناراحتى نکن که بزودى «عمار» براى یارى بسوى ما خواهد آمد. (ولى «ذو الکلاع» به این حرف قانع نشد و مىخواست به لشکریان على علیه السّلام بپیوندد که به طریق مرموزى او را کشتند) هنگامى که «ذو الکلاع» و «عمّار» کشته شدند، «معاویه» از کشته شدن «ذو الکلاع» اظهار خوشوقتى کرد و گفت: اگر «ذو الکلاع» زنده مىماند، همراه نیمى از مردم به على مىپیوستند. [همان کتاب 2/ 217] «زهرى» از «ابو السرو» از «زیاد قرد» روایت مىکند که او از پیغمبر اکرم صلّى اللّه علیه و آله شنیده که به «عمّار» فرمود: گروهى ستمگر تو را مىکشند. [الامامة و السیاسة ابن قتیبة ص 106] درباره شهادت «عمّار یاسر»، مىنویسد: در روز صفّین، «عمار یاسر» مىگفت: امروز است که دوستان خویش یعنى محمد صلّى اللّه علیه و آله و یارانش را ملاقات مىکنم. به دنبال این شعار پر افتخار همراه با جمعى از همدستان حقیقت مدارش به میدان رفت و نبرد کرد تا سرانجام با دو تن از قاسطان رویارو شد و به دست آنها به شهادت رسید. و سر از تنش جدا کرده بسوى «معاویه» گسیل شدند. و آن دو نفر با هم نزاع مىکردند در اینکه چه کسى موفق به کشتن «عمار» شده است. «عمرو عاص» گفت: به خدا سوگند! نزاع شما جز در آتش دوزخ در محل دیگرى بررسى نخواهد شد؛ براى اینکه از رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله شنیدم که مىفرمود: گروهى از تیره بختان، «عمّار» را شهید مىکنند. «معاویه» که این سخن را از گفته «عمرو عاص» شنید، او را تقبیح کرد و ناسزا گفت و اضافه کرد: مگر ما او را کشتیم! او را کسانى کشتند که به کارزارش آوردند. عبدالرضا بختیاروند
|
یکی از ماهواره های ضد اهل بیت و شیعه (که با توجه به عدم آگاهی از منابع علمی برادران اهل سنت ، سنی نیز نمی باشند)،اعلام کرده است که در صورتی که کسی بتواند نام امام علی علیه السلام را در قرآن به آنها نشان دهد،50 میلیون تومان به او هدیه می دهند.
در عصر کنونی با پیشرفت تکنولوژی و وجود رایانه و نرم افزارهای گوناگون خیلی راحت تر می توان گفت که نام امام علی علیه السلام -همان گونه که ما شیعیان نیز قبول داریم- در هیچ آیه ای به صورت تصریح و نص نیامده است.
ولی از باب این که جواب دیوانه را باید به مانند او داد،لازم است ما نیز این وعده را بدهیم که :
اگر کسی نام خلیفه اول یا دوم یا سوم (سه صحابه رسول خدا صلی الله علیه و آله یعنی جناب ابوبکر و عمر و عثمان ) را در قرآن به ما نشان دهد که به صورت نص و صریح آمده باشند، 500 میلیون دلار به او هدیه می دهیم.
یک جواب کوتاه!
آیا تا حال برای سلام کردن به برادر دینی خود دنبال سند گشته اید؟
آیا می توان باور کرد سلام کردن به اولیا و انبیائی که از دنیا رفته اند شرک است در حالی که قرآن کریم به آن ها سلام داده است؟(سلام علی نوح….سلام علی ابراهیم ……)و در حالی که فرشتگان خدا به مومنین بهشتی سلام می فرستند.(ادخلوها بسلام آمنین)
آیا شنیده اید که قرآن خود کاری انجام دهد ولی برای دیگران اشتباه بشمارد.آیا قرآن علمایی را که حق را کتمان کنند(سوره بقره)و کسانی که مومنین و مومنات را اذیت کنند،لعن نکرده است؟
نتیجه:آیا زیارت عاشورا سند می خواهد؟زیارت عاشورا چیزی نیست جز سلام به سرور جوانان اهل بهشت و یاران باوفای او.و زیارت عاشورا چیزی نیست جز لعن کسانی که به اهل بیت رسول خدا ظلم کردند.
پس بیایید به قرآن برگردیم.
امروز شنیدم که برخی از طرفداران آقای احمدی نژاد که به او این عنوان رای دادند که او رایحه خوش خدمت به مردم را به ارمغان آورده است از ادامه طرفداری او انصراف داده اند و حتی نام جبهه خود را تغییر داده اند.
کاش همگان می فهمیدند که ما ایرانیان متمدن و فهیم، تا جایی با دیگران هم مسیر هستیم که رنگ و بوی ولایت داشته باشند.اما چون مشی مسیر دیگری در نظر بگیرند محل شمر هم به او نمی دهیم.چه میرحسین باشد چه محمود احمدی نژاد.....
خدایا!همه را بر مسیر ولایت و امامت ثابت قدم بدار.